شمیم یاس

|خانه|تماس |ورود|غدیر|غدیری|موثر بودن دعا|لقب خُنَّس برای امام زمان (عج)|امام علی و روز پدر|ولادت امام علی|پدر|روز پدر|فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام|روضه‌خوانیِ امام حسن برای سیدالشهداء «علیه السلام» در لحظات احتضار...
معانی ماههای قمری
ارسال شده در 3 آبان 1393 توسط ليلا رستمي در بدون موضوع

حتماً می دانید که سال قمری بر پایه 12 بار چرخش ماه به دور زمین است و تقریباً 11 روز کمتر از سال خورشیدی است پس همیشه در حال دگرگونی است و ماهی که در زمستان است 14 یا 15 سال بعد برعکس در تابستان واقع می شود و فقط عرب ها سال قمری نداشته اند در بسیاری از کشورها سال قمری پیش از این وجود داشته است .

محرم:

در لغت از ریشه ی «حَرَّمَ »به معنای «حرام کرد» گرفته شده است و نخستین ماه از ماه های قمری است.

برخی می گویند : «وجه تسمیه آن است که، در این ماه در ایام جاهلیت جنگ بر مردم حرام بوده است ». اما با توجه به اینکه نام پیشین آن صفر الأوّل بوده و در آن نیز جنگ می شده  به این نظر می توان خُرده گرفت .

«چون محرم و صفر و بعد از ماه ذی الحجه یعنی بعد از حج است و آنجا که بعد ازمراسم حج، مکه تقریباً خالی از سکنه و حجاج می‏شد، نام دو ماه محرم و صفر را به نام« صفران » یعنی دو صفر گذاشته که به معنی خالی و «ان» برای مثنی بودن ماهها است و بعدها، نام ماه اول محرم و ماه دوم صفر ماند».

خلاصه باید گفت که: به دلیل حرام بودن جنگ  در این ماه، به آن محرم یعنی «حرام شده » گفته‏اند. «مُحَرَّمٌ فیه الحرب » . یعنی « جنگ در آن حرام است .» این نام پس از اسلام بر این ماه نهاده شد .

صفر:

در لغت از ریشه صِفر و به معنای خالی و تهی شدن است و در باره ی وجه تسمیه اش  چند نظر آمده  است :

1- همان گونه که در مورد واژه ی محرم گفته شد از آنجا که  پس  از مراسم حج، مکه تقریباً خالی از جمعیت  و حاجیان می‏شد و چون پس از محرم، صفر است به سبب خالی شدن از حاجیان، به این اسم نامیده شد.

2- نظری دیگر در مورد صفر چنین است :«در این ماه بود که وبا آمد و شهر مکه از مردم خالی شد، بنابر این به این اسم نامیده شد و بنابر سخنی ، به خاطر خالی شدن مَشک‏های آنان از شیر بود ».

3- «علت نام گذاری ماه صفر، آن است که در ماه، دزدی زیاد روی می‏داد و چون کاروان‏ها با بار خالی (صفر) برمی‏گشتند، افزون بر علت شد تا به این نام خوانده شود.»

ربیع ‏الاول و ربیع‏ الثانی:

ربیع در لغت از ریشه ر ب ع به معنای بهار و خوشی  و خرمی است و سومین و چهارمین ماه از ماه های قمری‏اند و همان گونه  که از ظاهر آنها پیداست به این دلیل ربیع الاول و ربیع الثانی نامیده شده‏اند، که فصل روییدن گیاهان بود و طبیعت زیبا می شد. البته نخستین کسی که ماهها را چنین نامیده  نمی دانسته که سال بر مبنای ماه متغیر است  و علم جغرافی آن قدر پیشرفته نبوده که دریابند ماهی را که ربیع یا …می نامند با توجه به اینکه سال قمری بر اساس 12چرخش ماه به دور زمین می باشد 11 روز کم دارد و لذا این ماه مثلاً پس از 16 سال در زمستان واقع می شود و از طرفی خنکی هوا را نوعی خوشی و ربیع گونگی می دانستند . فراموش نکنیم فصلها همه جای زمین مانند ایران ما نیست . در نیمکره جنوبی مانند برزیل و استرالیا اصلاً زمستان ندارند  و یا آفریق در اصل افریکا است یعنی : « بی سرما » .«ازسالیان دراز، این ماهها را به علت خوش هوا بودن به این نامها که به معنی بهار است، نامیده‏اند.» شاید هم کسی که آن را چنین نامیده یک نام موقت بر آن نهاده است که بعدها تثبیت شده است .

جُمادَی الاولی و جُمادَی الآخِرة :

جُماد در لغت از ریشه ج م د به معنای جامد و یخ بستن  است و پنجمین و ششمین ماه از ماه های قمری است.

در این دو ماه از آنجا که  هوا سرد و یخبندان بود، به این عنوان نامگذاری شده است.«چون در این ماه ها، آب و هر چیز دیگر از شدت سرما یخ می‏بست، به این ماهها نامگذاری شده‏اند.» باز هم یادآور می شوم که امروزه ما می دانیم که ماههای قمری با شمسی هماهنگ نیست .

رجب:

در لغت از ریشه ر ج ب به معنای بزرگ است و هفتمین ماه از ماه های قمری می باشد.  این ماه را گرامی می داشتند و در آن نمی جنگیدند و آن را رجب نامیدند به معنی بزرگ . رجب در دوران جاهلیت، گرامی بود.

شعبان:

در لغت از ریشه ش ع ب و به معنای، شعبه و گروه  است.

شعبان، هشتمین ماه از ماه های قمری است که در وجه تسمیه آن دو نظر بیان شده است:

1- «به علت اختلاف عرب‏ها در جست و جوی آب بود که هر کدام به راهی می‏رفتند و متفرق می شدند .»

2- به سبب آن که در این ماه، قبایل شعبه شعبه یعنی پراکنده می‏شدند .

رمضان:

در لغت از ریشه ر م ض به معنای گرم و سوزان و از درون سوختن می باشد و نهمین ماه از ماه‏های قمری است .رمضان از رَمضاء به معنی  ریگستان گرم و سوزان است و از آنجا که در این ماه گرما به اوج خود می رسیده آنرا چونین نامیدند.

شَوّال:

از ریشه شالَ به معنی برداشت ، بلند کرد می باشد .

درباره وجه تسمیه شوال نیز، چند نظر وجود دارد . که اولی را اغلب درست تر می دانند.

1 – در این ماه شتران ماده برای جفتگیری دم خود را بالا می بردند و «شالَ» یعنی بالا برد و شوال یعنی بالا برنده. ناگفته نماند در زبان های عامیانه عربی هنوز فعل شیلْ به معنی بردار به کار می رود .

2 - «به جهت زیاد شدن شیر شتران آبستن، یا قطار کردن شتران به جهت سفر به این عنوان نامیده شد.»

2- دیگر آن که، در تسمیه آن گفته‏اند: «در این ماه، گردش و شکار می‏کردند و از خانه‏های خود، بیرون می‏رفتند. شوال را ماه عید فطر نیز نامیده‏اند.»

ذو القَعدة

ذو یعنی  دارنده  و قعدة نیز به معنی نشستن است و از آنجاکه در دوره جاهلیت در این ماه دست از جنگ می کشیدند ؛ آن را چونین نامیدند.

ذو‏ الحِجّـة:

ذو یعنی دارای و الحِجّة به معنی حج است . از آنجاکه این آخرین ماه سال بود و در آن دست از جنگ بر می داشتند و این ماه را مقدس می دانستند و برای سفر حج آماده می شدند ؛ آن را این گونه نامیدند . در فارسی نیز اسفند به معنی مقدس است .

نکته ی آخر اینکه بی گمان نفر اولی وجود داشته که نزد همگان محترم بوده و این نامگذاریها توسط وی انجام شده و همگان آنرا پذیرفته اند و بعدها وجه تسمیه ی آنها نیز به فراموشی سپرده شده است .

یک نظر روی این مطلب فرستاده شده اما شما باید عضو سامانه باشید تا بتوانید نظرات را ببینید. در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

میثم تمار که بود
ارسال شده در 3 آبان 1393 توسط ليلا رستمي در بدون موضوع

کیست میثم؟ او که در عصر سکوت

یا علی گفت و سرش بردار رفت

در مكتب انسان ساز و تربیت‌كننده امام علی (علیه‌السّلام) شخصیت‌های بسیار ارزنده و بزرگواری وجود دارند كه هر یك از آن‌ها در طول تاریخ الگوی ارزنده برای جامعه بشری بوده‌اند. یكی از این شخصیت‌های بزرگوار كه علاقه خاصی به علی (علیه‌السّلام) داشت و حضرت علی (علیه‌السّلام)نیز متقابلاً وی را بسیار دوست می‌داشت، «میثم تمار» است. حیات پربار و شهادت افتخارآمیز او برای همه انسان‌های آزاده و مسلمان درس و سرمشق و الهام است.

از سال‌های آغازین زندگی او اطلاعات چندانی در دست نیست محققان نوشته‌اند:

وی فرزند یحیی و از سرزمین «نهروان» كه منطقه‌ای میان عراق و ایران است. بعضی او را ایرانی و از مردمان فارس دانسته‌اند».1

لقب تمار را از این جهت به میثم داده‌اند كه وی در كوفه خرما فروش بود.2

ابن حجر عسقلانی می‌نویسد:

«میثم برده زنی از بنی اسد بود . علی (علیه‌السّلام) او را خریداری كرد و آزاد نمود ولی او به گونه ای دیگر اسیر شد ، اسیر ولای علی و محبت و عشق او .

وى شیفته آن بود که از محضر امیر مؤمنان على (ع) علم و حکمت بیاموزد. از این رو دل و جان خود را دربست در اختیار معارف علوم علوى گذاشت. حضرت (ع) نیز که او را لایق و با استعداد یافت, دانش و حکمت هاى فراوانى به وى آموخت, حتى برخى اسرار را که به هر کس نمى توان گفت و آگاهى از حوادث آینده و بلاها و فتنه هاى زمانه را در اختیار او گذاشت. از این رو میثم تمّار را (صاحب سرّ) امیر المؤمنین مى دانند.3

ابن حجر عقلانی و شیخ مفید و عده‌ای دیگر از مورخان نوشته‌اند:

«حضرت علی (علیه‌السّلام) روزی به میثم گفت: تو بعد از من دستگیر می‌شوی و به دار آویخته خواهی شد. روز سوم از بینی تو خون خواهد آمد و محاسنت از آن خون خضاب خواهد شد . تو بر در خانه عمرو بن حریث، جزء آن ده نفری خواهی بود كه به دار آویخته می‌شوند . چوبه دار تو از همه آنها كوتاه‌تر است. سپس حضرت آن نخله‌ را به وی نشان داد و فرمود: تو را بر آن به دار آویخته خواهی شد. میثم همواره كنار آن نخل می‌آمد و نماز می‌خواند و با آن نخل سخن می‌گفت. و به عمرو بن حریث می‌گفت: من همسایه تو می‌شوم ، برای من همسایه خوبی باش . عمرو به او می‌گفت: آیا می‌خواهی خانه ابن مسعود یا خانه ابن حكیم را بخری و نمی دانست که منظور میثم چیست. 4

این روایات نشان‌دهنده مقام معنوی میثم تمار در نزد حضرت علی می‌باشد به گونه‌ای كه حضرت اخبار زندگی و آینده وی را برایش بیان می‌كند.

در روایتی آمده است: «پس از آنكه میثم را نزد ابن زیاد آوردند، ابن زیاد به او گفت: تو باید از علی(علیه‌السّلام) برائت بجویی و از او بدگویی كنی … و الا دست و پایت را قطع می‌كنم و تو را به دار می‌آویزم میثم می‌گوید: من گریه كردم. ابن زیاد از علت گریه من سؤال كرد. گفتم: از قول و عمل تو گریه نمی‌كنم. از شكی كه آن روز از خبر مولایم بر من عارض شد گریه می‌كنم. ابن زیاد پرسید: مگر مولای تو چه گفته؟ سپس میثم جریان را نقل كرد، ابن زیاد گفت دست و پایت را قطع می‌كنم. اما زبانت را باقی می‌گذارم تا دروغ تو و مولایت را آشكار سازم. سپس دست و پای او را قطع كرد و او را بالاتر دار برد. او در بالای دار صدا می‌زد؛ ای مردم هر كسی می‌خواهد احادیث علی (علیه‌السّلام) را بشنود جلو بیاید. مردم جمع شدند. عمرو بن حریث به عبیدالله بن زیاد گفت: می‌ترسم او دل‌های مردم كوفه را دگرگون كند و آن‌ها بر علیه تو خروج كنند. عبیدالله دستور داد: برو زبانش را قطع كن سپس زبان او را قطع كردند و میثم به شهادت رسید».5

ابن حجر عسقلانى درباره میثم تمّار مى نویسد:

میثم در سال آخر عمرش به مكّه مشرف شد و در مدینه خدمت اُمّ سلمه همسر رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله رسید و گفت و گویى میان ایشان صورت گرفت. وقتى او به كوفه برگشت و دست گیر و زندانى شد، به مختار ثقفى كه او نیز در زندان بود، این گونه مى گوید:

إنّك ستفلت وتخرج ثائراً بدم الحسین فتقتل هذا الّذی یرید أن یقتلك;6

تو به زودى آزاد خواهى شد و از مرگ نجات مى یابى و انتقام خون حسین علیه السلام را از كسانى كه قصد جان تو را كرده اند خواهى گرفت.

جایگاه والای میثم را در چشم ائمه از سخنان آنان نسبت‏به وی و نیز از برخوردشان با او در صحنه عمل ، می‏توان دریافت . صفا و صمیمیتی که میان علی(ع) و میثم بود و میزان رابطه مودت آمیزشان را از انس و الفت این دو نسبت‏ به‏هم می‏توان شناخت . حضرت ، حتی به مغازه خرمافروشی میثم می‏رفت و در آن جا با او صحبت می‏کرد و قرآن و معارف دین را به او می‏آموخت

خدمات میثم

میثم یکی از فقیه‌ترین و عالم‌ترین اصحاب حضرت علی می‌باشد. او علم تفسیر قرآن، علم غیب، علم حدیث را در مکتب علی(ع) فرا گرفت و در زمینه‌های مختلف به جهان اسلام خدماتی ارائه نمود.

1. علم تفسیر و تأویل قرآن

میثم یکی از بزرگترین مفسران جهان اسلام می‌باشد که این علم را از علی(ع) آموخت، به حدی میثم در تنزیل، تفسیر و تأویل قرآن متبحر بود، که ابن عباس مفسر و شاگرد علی(ع) که تفسیرش اعجاب همگان را برمی‌انگیخت، وقتی در پای تفسیر و تأویل قرآن میثم نشست، دستور داد قلم و کاغذ برایش بیاورند تا سخنان میثم را درباره قرآن بنویسد.7

2. راوی حدیث و مناقب

میثم احادیث بسیار زیادی از حضرت علی(ع) شنید و کتابی از شنیده‌های خود گردآوری نمود که متأسفانه جز اندکی روایات، چیزی از آن باقی نمانده است، بیشتر روایات میثم دربارة فضائل امام علی(ع) می‌باشد. پس از او پسرانش نوشته‌های او را بازگو می‌کردند.8 میثم در این زمینه یکی از مولفان شیعه محسوب می‌گردد وبیشتر روایاتی که او نقل کرده درباره ی فضایل علی(ع) بود.

3. معرفی امام علی (ع)

او به معرفی امام علی(ع) بسیار مشتاق بود، او افکار عامه را متوجه حقانیت امام و عظمت امام می‌نمود و حتی مدتی که از چنگال ابن زیاد فراری بود ، در هر فرصت مناسب ، مناقب و فضائل علی(ع) را بیان می‌کرد .

4. روشن بینی و علم غیب

میثم دانای رازها بود، او از بسیاری حوادث آینده و فتنه‌ها آگاهی داشت و در صورت لزوم با تشخیص ظرفیت افراد، مردم را از آن آگاه می‌کرد، از جمله: پس از شهادت مسلم، در کوفه، ابن زیاد حاکم کوفه، میثم، مختار و جمعی از شیعیان را دستگیر کرد . میثم به مختار گفت: تو از زندان رها می‌شوی و به خون خواهی حسین بن علی(ع) قیام می‌کنی و ابن زیاد را که ما را می‌کشد ، خواهی کشت. 9

او شهادت خود و شهادت حبیب بن مظاهر را پیش گویی کرده بود و وقتی معاویه مرد میثم خبرش را در کوفه منتشر کرد. 10

خطابه و سخنورى:

میثم, بیانى رسا و نطقى گویا داشت و در بازار کوفه, رئیس صنف میوه فروشان و سخنگوى آنان بود. او هنگام شکایت بازاریان کوفه از ابن زیاد, به عنوان نماینده آنان نزد والى کوفه رفت.

دیدگاه علی(ع) و ائمه نسبت ‏به میثم‏

جایگاه والای میثم را در چشم ائمه از سخنان آنان نسبت ‏به وی و نیز از برخوردشان با او در صحنه عمل، می‏توان دریافت . صفا و صمیمیتی که میان علی(ع) و میثم بود و میزان رابطه مودت آمیزشان را از انس و الفت این دو نسبت‏ به‏هم می‏توان شناخت . حضرت ، حتی به مغازه خرمافروشی میثم می‏رفت و در آن جا با او صحبت می‏کرد و قرآن و معارف دین را به او می‏آموخت. 11

علاوه براین ، نزدیکی معنوی میثم با علی(ع) را در لحظه‏ها و موقعیتهای دیگر هم می‏توان دید ، از جمله این که میثم ، پابه‏پای افراد زبده‏ای چون « کمیل‏ » در مواقف نیایش و عبادت مولا حضور می‏یافت و انیس شبهای عرفانی آن حضرت و راز و نیازهای امام با پروردگار بود. 12

میثم دانای رازها بود، او از بسیاری حوادث آینده و فتنه‌ها آگاهی داشت و در صورت لزوم با تشخیص ظرفیت افراد، مردم را از آن آگاه می‌کرد، از جمله: پس از شهادت مسلم، در کوفه، ابن زیاد حاکم کوفه، میثم، مختار و جمعی از شیعیان را دستگیر کرد . میثم به مختار گفت: تو از زندان رها می‌شوی و به خون خواهی حسین بن علی(ع) قیام می‌کنی و ابن زیاد را که ما را می‌کشد ، خواهی کشت

مزار شهید

میثم بنا به نقلی ده روز قبل از آمدن امام حسین (علیه‌السّلام) به عراق بوده است. 13

مدتى پیكر پاك و مطهر میثم پس از شهادتش بر سر داربود. ابن زیاد براى اهانت‏ بیشتر به میثم اجازه نداد كه بدن‏ مقدس او را فرود آورده و به خاك بسپارند; به علاوه مى‏خواست ‏با استمرار این صحنه، زهر چشم بیشترى از مردم‏ بگیرد و به آنان بفهماند كه سزاى مدافعان و پیروان‏على(ع) چنین است، ولى غافل از آن بود كه شهید، حتى پس از شهادتش هم، راه نشان مى‏دهد، الهام مى‏بخشد، امید مى‏آفریند و مایه ترس و تزلزل حكومتهاى جور و ستم است.

هفت تن از مسلمانان غیور و متعهد كه از همكاران او و خرمافروش بودند، این صحنه را نتوانستند تحمل كنند كه میثم شهید، همچنان بالاى دار بماند; با هم، هم‏ پیمان شدند تا پیكر شهید را برداشته و به خاك بسپارند. براى غافل ساختن مامورانى كه به مراقبت از جسد و دار مشغول بودند، تدبیرى اندیشیدند و نقشه را به این صورت عملى ساختند كه: شبانه در نزدیكیهاى آن محل، آتشى افروختند و تعدادى از آنان بر سر آن آتش ایستادند.

نگهبانان، براى گرم شدن به طرف آتش آمدند، در حالى كه چند نفر دیگر از دوستان شهید، براى نجات پیكر مقدس میثم‏ از آتش دور شده بودند. طبیعتا، ماموران كه در روشنایى آتش ایستاده بودند، چشمشان صحنه تاریك محل دار را نمى‏دید. آن چند نفر، خود را به جسد رسانده و آن را از چوبه دار باز كردند و آن طرفتر در محل بركه آبى كه خشك شده بود دفن نمودند.

صبح شد . ماموران جنازه را بر دار ندیدند; خبر به ابن‏زیاد رسید. ابن زیاد مى‏دانست كه مدفن او مزار هواداران على(ع) خواهد شد . از این رو جمع انبوهى را براى یافتن جنازه میثم ، مامور تفتیش و جستجوى وسیع منطقه ساخت ، ولى آنان هرچه گشتند ، اثرى از جنازه نیافتند و مایوس گشتند . 14

اینك مزار شهید یك مشهد است و به شهادت ایستاده است . مرقد میثم تمار در چند صد متری مسجد كوفه و در كنار خیابان اصلی كوفه - نجف قرار دارد . بر روی قبر مطهر میثم ضریحی كوچك و بر بالای آن گنبدی آبی رنگ وجود دارد و گواه پیروزى حق و شاهد رسوایى و نابودى باطل است . در سرزمین عراق در محلى میان نجف اشرف و كوفه ، بارگاهى است كه مدفن میثم تمار است . بر سنگ مزارش نام میثم به عنوان یار و مصاحب على - علیه السلام نوشته شده است .

آفتاب روز محشر، بیشتر می سوزدش

هر که اینجا درد و داغ عشق، کمتر می کشد»

شما باید برای دیدن نظرات ابتدا عضو شوید . در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

ماه محرم
ارسال شده در 3 آبان 1393 توسط ليلا رستمي در بدون موضوع

بدانكه اين ماه ، ماه حُزن اهل بيت عليهم السلام و شيعيان ايشان است و از حضرت امام رضاعليه السلام روايت استكه چون ماه محرّم داخل مى شد پدرم را كسى خندان نمى ديد و اندوه و حُزن پيوسته بر او غالب مى شد تا روز دهم چون روز عاشورا مى شد آن روز، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مى فرمود امروز روزى است كه حسين عليه السلام شهيد شده است .

اعمال شب و روز اول محرم

شب اوّل سيّد در اقبال براى اين شب چند نماز ذكر فرموده :

اوّل : صد ركعت در هر ركعت حمد و توحيد بخواند .

دوّم : دو ركعت در ركعت اوّل حمد و انعام و در دوّم حمد و يَّس .

سوّم : دو ركعت در هر ركعت حمد و يازده قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ در روايت است از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله كه هر كه در اين شب اين دو ركعت نماز را بجا آورد و صبحش را كه اوّل سال است روزه بدارد مثل كسى است كه تمام سال را مُداومت به خير كرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بميرد به بهشت برود .

و نيز سيّد براى هلال اين ماه دعاء مَبْسُوطى ذكر فرموده و اگر ممكن شود احيا بدارد اين شب را به دعا و نماز و خواندن قرآن روز اوّل .

بدانكه اوّل محرم اوّل سال است و در آن دو عمل وارد است :

اوّل : روزه است و در روايت رَيّان بن شبيب از حضرت امام رضاعليه السلام مرويست كه هر كه در اين روز روزه بدارد و خدا را بخواند خداوند دعاى او را مستجاب كند چنانكه دعاى زكريّا را مستجاب نمود .

دوم : از حضرت امام رضا عليه السلام منقولست كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله روز اوّل محرم دو ركعت نماز مى كرد و چون فارغ مى شد دستها را بلند مى كرد و اين دعا را سه دفعه مى خواند:

 

اَللّهُمَّ اَنْتَ الاِْلهُ الْقَديمُ وَهذِهِ سَنَةٌ

خدايا تويى معبود ازلى و اين سال


جَديدَةُ فَاَسْئَلُكَ فيهَاالْعِصْمَةَ مِنَالشَّيْطانِ وَالْقُوَّةَ عَلى هذِهِ النَّفْسِ


تازه است از تو خواهم در اين سال نگهداريم را از شيطان و نيروى بر اين نفس


الاْمّارَةِ بِالسّوَّءِ وَالاِْشْتِغالَ بِما يُقَرِّبُنى اِلَيْكَ [ياكَريمُ] يا ذَاالْجَلالِ


كه پيوسته به گناه فرمان مى دهد و سرگرمى بدانچه مرا به تو نزديك كند اى صاحب جلالت


وَالاِْكْرامِ يا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ يا ذَخيرَةَ مَنْ لا ذَخيرَةَ لَهُ يا حِرْزَ


و بزرگوارى اى تكيه گاه كسى كه تكيه گاهى ندارد اى ذخيره آنكس كه ذخيره ندارد اى پناهگاه

مَنْ لا حِرْزَ لَهُ يا غِياثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ يا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ يا كَنْزَ


آنكس كه پناهگاهى ندارد اى فريادرس آنكس كه فريادرسى ندارد اى پشتيبان آنكس كه پشتيبانى ندارد اى گنج


مَنْ لا كَنْزَ لَهُ يا حَسَنَ الْبَلاَّءِ ي ا عَظيمَ الرَّج اَّءِ ي ا عِزَّ الضُّعَف آءِ ي ا مُنْقِذَ


آنكس كه گنجى ندارد اى كه آزمايشت نيكو است اى بزرگ مايه اميد اى عزت بخش ناتوانان اى نجات بخش


الْغَرْقى يا مُنْجِىَ الْهَلْكى يا مُنْعِمُ يا مُجْمِلُ يا مُفْضِلُ يا مُحْسِنُ


غريقان اى خلاص كننده هالكان اى نعمت بخش اى زيباپرور اى فزون بخش اى نيكوده

 

 

اَنْتَ الَّذى سَجَدَ لَكَ سَوادُ اللَّيْلِ وَنُورُ النَّهارِ وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَشُعاعُ


تويى كه سجده كرد (و به كمال خضوع درآمد) برايت سياهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع

 

الشَّمْسِ وَدَوِىُّ الْمآءِ وَحَفيفُ الشَّجَرِ يا اَللّهُ لا شَريكَ لَكَ اَللّهُمَّ


خورشيد و صداى ريزش آب و بهم خوردن درخت اى خدايى كه شريك ندارى خدايا


اجْعَلْنا خَيْراً مِمّا يَظُنُّونَ وَاغْفِرْ لَنا ما لا يَعْلَمُونَ وَلا تُؤ اخِذْنا بِما


قرارمان ده بهتر از آنچه مردم گمان كنند و بيامرز از ما آنچه را كه نمى دانند و مگير ما را بدانچه


يَقُولُونَ حَسْبِىَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ


گويند بس است مرا خدا معبودى جز او نيست بر او توكل كنم و او است پروردگار عرش


الْعَظيمِ امَنّا بِهِ كُلُّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَما يَذَّكَّرُ اِلاّ اُولُوا الاْلْبابِ رَبَّنا


عظيم ايمان داريم به او و هرچه هست از نزد پروردگار ما است و اندرز نگيرند جز خردمندان پروردگارا


لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّابُ


منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى و ببخش به ما از پيش خود رحمتى كه براستى تويى بخشايشگر

شيخ طوسى فرموده كه مستحب است روزه دهه اوّل محرم ولكن روز عاشورا امساك نمايد از طعام و شَراب تا بعد از عصر آن وقت بقدر كمى تربت تناول نمايد و سيّد روايت كرده فضيلت روزه تمام ماه را و آنكه روزه او نگه ميدارد صائم آن را از هر گناهى .

روز سوّم روزى است كه حضرت يوسف عليه السلام از زندان بيرون شده هركه آن روز را روزه دارد آسان فرمايد حق تعالى بر او كارهاى مشكل را و برطرف كند از او اندوه را و در روايت نبوى صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله است كه دعايش مستجاب شود .

روز نهم روز تاسوعا است از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه فرمود تاسوعا روزى بود كه جناب امام حسين عليه السلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع كردند و ابن مرجانه و عُمر سعد خوشحال شدند به سبب كثرت سپاه و بسيارى لشكر كه براى آنها جمع شده بود و جناب امام حسين عليه السلام و اصحابش را ضعيف شمردند و يقين كردند كه ياورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مَدَد نخواهند نمود پس فرمود پدرم فداى آن ضعيف غريب .

 

شما باید برای دیدن نظرات ابتدا عضو شوید . در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

خصوصیات افرادی که اسم اعظم دارند چیست؟
ارسال شده در 26 مهر 1393 توسط ليلا رستمي در بدون موضوع

اسم اعظم در اختیار بندگان خاص خدای متعال قرار دارد. امام صادق علیه السلام میفرمایند: بعیسى بن مریم دو حرف داده شد كه با آنها كار میكرد و بموسى چهار حرف و بابراهیم هشت حرف و بنوح پانزده حرف و به آدم بیست و پنج حرف داده شد و خداى تعالى تمام این حروف را براى محمد صلّى اللَّه علیه و آله جمع فرمود، همانا اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرفست و هفتاد و دو حرف آن بمحمد (ص) داده شد و یك حرف از او پنهان شد.[۱]

و هر کسی توانایی فراگیری او را ندارد. عمار ساباطى می گوید: به حضرت صادق علیه السّلام عرض كردم فدایت شوم مایلم بمن اسم اعظم را بیاموزى. فرمود تو طاقت آن را ندارى. وقتى من زیاد اصرار كردم فرمود همان جا باش آنگاه از جاى حركت كرده داخل اطاق شد، بعد مرا صدا زد كه داخل شو. من داخل شدم. فرمود این چیست؟ عرض كردم فدایت شوم برایم توضیح دهید. گفت امام دست بر روى زمین گذاشت دیدم خانه در حال دور زدن است چنان ناراحت شدم كه نزدیك بود از بین بروم. امام علیه السّلام خندید. عرضكردم فدایت شوم كافى است دیگر نمیخواهم.[۲]

و اگر بخواهیم ویژگی اساسی دارندگان اسم اعظم را بشمریم، یکی از آنها انقطاع کامل از غیر خداست که دل آنها صرفا متوجه خدا باشد و در هنگام خواندن خدا، اصلا توجهی به غیر او نداشته باشند: از حضرت رسول اكرم (ص) پرسیدند كه: اسم اعظم پروردگار متعال كدامست؟ فرمود: هر اسمى از نامهاى خداوند متعال اعظم و بزرگ است. پس لازمست كه قلب خود را از غیر پروردگار متعال فارغ و تخلیه كرده، و سپس به هر یك از اسماء شریف او كه مى‏خواهى او را بخوان. پس او را اسم مخصوص كه اعظم و بزرگتر از اسماء دیگر باشد، نیست، بلكه او خداى یگانه و قهار است كه دعاء بندگان خود را اجابت مى‏فرماید. و فرمود رسول اكرم كه: خداوند متعال قبول نمى‏كند دعاء را از قلبى كه مشغول لهو و لعب باشد.[۳]

و حضرت صادق (ع) فرمود: چون یكى از شماها بخواهد كه آنچه دعاء مى‏كند مستجاب گردد؛ لازمست از تمام مردم مأیوس و منقطع شده، و او را امید و نظرى غیر از پروردگار متعال نباشد، و هر گاه خداوند متعال از قلب بنده خود آگاه شده و او را در چنین حالى ببیند؛ آنچه سؤال و دعاء كند به هدف اجابت رسیده و حاجت او را خواهد برآورد.[۴]

همچنین در تفسیر ابوالفتوح رازی، روایتی به این شکل از امام صادق (ع) بیان شده است:مردى به نزدیك صادق آمد- علیه السّلام. گفت: یا بن رسول اللّه! مرا خبر ده از نام مهترین خدا. و در پیش او حوضى آب بود، و روزى سرد بود، مرد را گفت: در این حوض رو و غسل كن تا تو را خبر كنم. مرد در آب رفت و ساعتى بود، چون خواست كه به در آید كسان خود را گفت رها مكنى. (یعنی امام اجازه خروجش از آب را نداد) مرد ساعتى بود سردش شد، گفت: یا ربّ اغثنی، بار خدایا به فریاد من رس! (در حالتی که امیدش از همه غیر خدا قطع شده بود) صادق- علیه السّلام- گفت: این است كه گفتى، كه بنده در وقت درماندگى كه خداى تعالى را به این نام بخواند، خداى تعالى او را فریاد رسد.[۵]

نکته دیگری که درباره افراد دارای اسم اعظم می توان گفت، این است که این اسم، لزوما در اختیار معصومان نیست. و شخص می تواند با کمالات بسیار واجد آن باشد، هر چند این شخص معصوم نبوده و بعد از مدتی دچار گناه شود و اسم اعظم را نیز از دست بدهد. مانند بلعم باعوار که قرآن به ماجرای او اشاره می کند: «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوینَ * وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ[اعراف/۱۷۵-۱۷۶] و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آیات خود را به او دادیم ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شیطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد* و اگر مى‏خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا مى‏ بردیم (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست پس او را به حال خود رها كردیم) و او به پستى گرایید، و از هواى نفس پیروى كرد! مثل او همچون سگ (هار) است.» « حسین بن خالد از ابى الحسن امام رضا (ع) برایم نقل كرد كه آن حضرت فرمود: بلعم باعورا داراى اسم اعظم بود، و با اسم اعظم دعا مى‏كرد و خداوند دعایش را اجابت مى‏كرد، در آخر بطرف فرعون میل كرد، و از درباریان او شد، این ببود تا آن روزى كه فرعون براى دستگیر كردن موسى و یارانش در طلب ایشان مى‏گشت، عبورش به بلعم افتاد، گفت: از خدا بخواه موسى و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوى موسى برود الاغش از راه رفتن امتناع كرد، بلعم شروع كرد به زدن آن حیوان، خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت: واى بر تو براى چه مرا مى‏زنى؟ آیا مى‏خواهى با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمى با ایمان نفرین كنى؟ بلعم این را كه شنید آن قدر آن حیوان را زد تا كشت، و همانجا اسم اعظم از زبانش برداشته شد، و قرآن در باره‏اش فرموده: فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِینَ»[۶]

[۱]. الكافی، ج‏۱، ص: ۲۳۰.

[۲]. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏۲۷، ص: ۲۷.

[۳]. مصباح الشریعة- ترجمه مصطفوى، متن، ص ۷۹.

[۴]. مصباح الشریعة- ترجمه مصطفوى، متن، ص ۷۹.

[۵]. روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج‏۱، ص: ۶۹.

[۶]. ترجمه المیزان، ج‏۸، ص ۴۴۰.

شما باید برای دیدن نظرات ابتدا عضو شوید . در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

نام کتاب حضرت نوح چه بوده است؟
ارسال شده در 26 مهر 1393 توسط ليلا رستمي در بدون موضوع

نام كتاب حضرت نوح براساس روایات اسلامی تصریحاً بیان نشده است و در قرآن نیز از نام كتاب آن پیامبر عظیم الشأن سخنی نیامده است. اما بعضی گفته اند که نام كتاب نوح را صحف بوده است در حالیكه این مطلب صحیح نیست و اگر چه تعبیر صحف برای پیامبران الهی، به کار برده شده است، نام کتاب اختصاصی هیچ کدام از آنها نبوده است. صحف به معنی لوح ها است که می تواند به هر كتاب آسمانی گفته شود.

مرحوم علامه طباطبائی در المیزان می فرماید: كلمه” صحف” جمع صحیفه است، و عرب هر چیزى را كه در آن مطلبى نوشته شده باشد صحیفه مى ‏نامد، هم چنان كه كتابش هم مى‏خواند، حال چه اینكه ورقه و كاغذى باشد و یا چیز دیگرى.[۱]

چنانكه قرآن چنین می فرماید: «إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولی صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی[ اعلی/۱۷ و ۱۸] همانا این حقیقت كه (آخرت بهتر و جاویدان و ابدی است) در كتاب پیامبران پیشین نیز آمده همانطوریكه در قرآن این خبر به مردم می رسد. در كتاب ابراهیم و موسی نیز آمده است.»

بر اساس این آیه، صحف به كتابهای تمام پیامبران گفته می شود و نام كتاب خاص نیست. یا در آیه دیگر درباره كتابهای آسمانی پیامبران چنین یاد شده: «أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَیِّنَةُ ما فِی الصُّحُفِ الْأُولی[ طه/۱۳۳] آیا خبرهاى روشنى كه در كتابهاى (آسمانى) نخستین بوده، براى آنها نیامد؟» «لَمْ یُنَبَّأْ بِما فِی صُحُفِ مُوسی[نجم/۳۶] یا از آنچه در كتب موسى نازل گردیده با خبر نشده است؟» در این آیه از تورات با نام صحف یاد كرده است. و در آیه ذیل از قرآن به صحف تعبیر کرده است: «رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً[ بینه/۲] پیامبرى از سوى خدا (بیاید) كه صحیفه‏هاى پاكى را (بر آنها) بخواند.»

و بنابر نقل المیزان امام صادق (ع) فرمود آن صحفى كه خداى تعالى در آیه” صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى‏” نام مى ‏برد، نزد ما است، پرسید: آیا صحف نامبرده به صورت الواح است؟ فرمود: آرى و این روایت نشان می دهد که صحف نام کتاب خاصی نیست بلکه یک نام عام است مانند کتاب. این معنا در روایت زیر نیز دیده می شود: و پیامبر به ابوذر فرموده… خداوند صد و چهار كتاب نازل فرموده كه ده صحیفه از آن بر آدم و پنجاه صحیفه بر شعیب و سی صحیفه بر ادریس و ده صحیفه بر ابراهیم و چهار صحیفه باقی تورات و انجیل و زبور و فرقان است.[۲] بنابراین نام كتاب حضرت نوح، صحف نبود بلكه صحف نام مشترك برای تمامی كتابهای پیامبران است یا به قسمتهایی از كتابهای مقدس آسمانی صحف گفته شده و نام خاص کتاب حضرت نوح برای ما روشن نیست.

[۱]. ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۲۸.

[۲]. ر.ك. علامه طباطبائی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۴۵۳

شما باید برای دیدن نظرات ابتدا عضو شوید . در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

تبریک عید غدیر
ارسال شده در 20 مهر 1393 توسط ليلا رستمي در بدون موضوع

چون نامه اعمال ما را پیچیدند
بردند به میزان عمل سنجیدند
بیش از همه کس گناه ما بود ولی
آنرا به محبت علی بخشیدند

There are 2 comments on this post but you must be a member of this blog to see the comments. در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

علامتهای اهل بهشت
ارسال شده در 8 مهر 1393 توسط ليلا رستمي در بدون موضوع

حضرت رسول اکرم (ص) میفرمایند: اهالی بهشت چهار نشانه دارند
**روی گشاده
** دلی مهربان
** قلبی بخشنده
**زبان نرم فرج امام عصر(عج) صلوات

شما باید برای دیدن نظرات ابتدا عضو شوید . در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

خادم کوی حسین
ارسال شده در 8 مهر 1393 توسط ليلا رستمي در بدون موضوع

گزیده ای از طنز های جبهه :

-! لبخند بزن دلاور. چرا اخم؟

–لطفا سرزده وارد نشوید (همسنگران بی سنگر) (سنگر نوشته است و خطابش موشها و سایر حیوانات و حشرات موذی هستند که وقت و بی وقت در سنگر تردد می کردند.)

معرفت آهنینت را حفظ کن و نیا داخل (کلاه و سربند نوشته) -

- ورود اکیدا ممنوع حتی شما برادر عزیز (در اوایل میادین مین می نوشتند و خالی از مطایبه نب- ود.)
- ورود ترکش های خمپاره به بدن اینجانب اکیدا ممنوع

-مزرعه نمونه سیب زمینی (تابلو ورودی میادین مین گذاری شده

–من خندانم قاه قاه قاه (این جمله با خط درشت پشت پیراهن شهید مهدی خندان جمعی گردان عمار لشکر 27 نوشته شده بود)
- من مرد جنگم (الکی من خالی بندم

- نزدیک نشوید شخصی است وضو و نماز را باطل می کند. (دمپایی نوشته–

- نه خسته دلاور
- - وای به روزی که بسیج بسیج بشه – - لطفا تک نزنید (روی کفش نوشته شده بود —
- لطفا خالی نبندید (داخل چادر نوشته شده بود
-.
- همه از من می ترسند، من از لندکروز (روی تریلی نوشته شده بود
شعر شا
هد
کودکی نالـید بابایم کجاست ؟
مادری بر سینه می زد ، کربـلاست

خواب دیدم ، خــواب آن مرد عجــیب

آیه های سـاده امن یُجیب

———

شهدا را با ذکر صلوات یاد کنیم

“اللهمَّ صلّ ِ علی محمّد و آل ِ محمّد وعجّل فرجهُم

شما باید برای دیدن نظرات ابتدا عضو شوید . در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

  • 1
  • ...
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • ...
  • 66
  • ...
  • 67
  • 68
  • 69
  • ...
  • 70
  • ...
  • 71
  • 72

آخرین مطالب

  • غدیر
  • غدیری
  • موثر بودن دعا
  • لقب خُنَّس برای امام زمان (عج)
  • امام علی و روز پدر
  • ولادت امام علی
  • پدر
  • روز پدر
  • فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام
  • روضه‌خوانیِ امام حسن برای سیدالشهداء «علیه السلام» در لحظات احتضار...

آخرین نظرات

  •  
    • شمیم یاس
    در گرمازدگی
  • جواهری عتیق  
    • https://atigh.jewelry/product-category/rosary/>
    در گرمازدگی
  • سروش رضائی  
    • https://atigh.jewelry/product-category/rosary/>
    در متن روضه وداع حضرت زينب با امام حسين عليه السلام
  •  
    • شمیم یاس
    در متن روضه وداع حضرت زينب با امام حسين عليه السلام
  • یاعلی  
    • http://agoodfriendofgod.blogfa.com/>
    در متن روضه وداع حضرت زينب با امام حسين عليه السلام
  •  
    • شمیم یاس
    در ریشه عاشورا و تطبیق تاریخی ان
  • سربازی از تبار سادات  
    • سربازی از تبار سادات
    در ریشه عاشورا و تطبیق تاریخی ان
  • سربازی از تبار سادات  
    • سربازی از تبار سادات
    در ریشه عاشورا و تطبیق تاریخی ان
  •  
    • شمیم یاس
    در بهترین تکیه گاه دختر
  •  
    • سلام
    در بهترین تکیه گاه دختر
  •  
    • شمیم یاس
    در اگرشخصی زنده برای میت گوسفندی قربانی کند آیا به میت ثواب می رسد یا خیر؟
  •  
    • شمیم یاس
    در اگرشخصی زنده برای میت گوسفندی قربانی کند آیا به میت ثواب می رسد یا خیر؟
  • محبوبه رحیمی  
    • بصیرت سرا
    • وبلاگ من
    در اگرشخصی زنده برای میت گوسفندی قربانی کند آیا به میت ثواب می رسد یا خیر؟
  •  
    • شمیم یاس
    در اگرشخصی زنده برای میت گوسفندی قربانی کند آیا به میت ثواب می رسد یا خیر؟
  • سربازی از تبار سادات  
    • سربازی از تبار سادات
    در اگرشخصی زنده برای میت گوسفندی قربانی کند آیا به میت ثواب می رسد یا خیر؟
  •  
    • شمیم یاس
    در نظر جالب مقام معظم رهبری درباره وصیت بی‌سابقه امام محمد باقر(ع)
  •  
    • شمیم یاس
    در نظر جالب مقام معظم رهبری درباره وصیت بی‌سابقه امام محمد باقر(ع)
  • سربازی از تبار سادات  
    • سربازی از تبار سادات
    در نظر جالب مقام معظم رهبری درباره وصیت بی‌سابقه امام محمد باقر(ع)
  •  
    • شمیم یاس
    در مادر شیعه در کلام معصومین علیه السلام
  •  
    • شمیم یاس
    در تفسیر ایه ۳ سوره انسان

Recent photos

غدیرغدیریموثر بودن دعا
لقب خُنَّس برای امام زمان (عج)امام علی و روز پدرامام علی و روز پدر
امام علی و روز پدرولادت امام علیولادت امام علی

Sidebar 2

This is the "Sidebar 2" container. You can place any widget you like in here. In the evo toolbar at the top of this page, select "Customize", then "Blog Widgets".

رتبه

  • رتبه کشوری دیروز: 17
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 2
  • رتبه 90 روز گذشته: 31
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1

صفحات

  • مشخصات وبلاگ
  • شمیم یاس

صفحات

  • مشخصات وبلاگ
  • شمیم یاس

آیتم ها

  • غدیر
  • غدیری
  • موثر بودن دعا
  • لقب خُنَّس برای امام زمان (عج)
  • امام علی و روز پدر
  • ولادت امام علی
  • پدر
  • روز پدر
  • فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام
  • روضه‌خوانیِ امام حسن برای سیدالشهداء «علیه السلام» در لحظات احتضار...

عکس های اخیر

غدیر
غدیری
موثر بودن دعا
نویسنده : لیلا رستمی کارشناسی ارشد جامعه شناسی و سطح 3رشته تفسیر و علوم قران استاد حوزه علمیه زینبیه ایوان پست الکترونیکی: L.rostami61@yahoo.com
  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

Random photo

جمعه دیگر و مولای من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

صفحات

  • مشخصات وبلاگ
  • شمیم یاس

عکس های اخیر

غدیر
غدیری
موثر بودن دعا

صفحات

  • مشخصات وبلاگ
  • شمیم یاس

جستجو

شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان